بوس حمومی
دیروز صبح با هم رفتیم خونه مامان جون و مامان جون شما رو برد حموم
همین که وارد حموم شدی باز طبق معمول شروع کردی به گریه اما یکم بعد خودت ساکت شدی ولی الحق والانصاف مامان جون خیلی تمیز می شوردت از همینجا از مامان جون تشکر میکنم مرسی مامان جونم بعد از در اومدن از حموم شما چند تا بوس آبدار به قول خودم بوس حمومی
به من دادی آخ که چه چسبید !!! منم ازت چندتا عکس ناز انداختم
این هم عکسهای شادوماد بعد از حموم


چند وقته از پهلو به شکم میندازی اما نمی تونستی سینه خیز کنی اما تازگیا داری سعی میکنی سینه خیز بری اما هنوز موفق نشدی اینم یه عکس قشنگ از به شکم انداختنت

عزیزترینم به اندازه تعداد نفسهام از بدو تولد تا مرگ دوستت دارم
یه دنیا عااااااااااااااااااااااااااااااشقتم ، فدات بشم الهی بوس بوس 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بوس حمومی 
